من ،نرم افزار و زندگی

Don't blindly adopt anything.

Scrum is comprised of a self-organizing team that is given a challenge, and to meet that challenge, works in short, time-boxed iterations during which they meet daily to quickly synchronize their efforts.

At the start of each iteration, they meet to plan what they will accomplish. At the end, they demonstrate what has been accomplished and reflect on how well they worked together to achieve it.

That's it. Anything else—release planning, burndowns, and so on, is optional. Stick to the above and find the local optimizations that fit your environment. No expert knows more about your companythan you do.

 

From: http://www.mountaingoatsoftware.com/blog/dont-blindly-follow

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم بهمن 1393ساعت 13:15  توسط پويا  | 

 

The difference between “theory” and “practice” is that in theory there is no difference between theory and practice, but in practice, there is.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم دی 1393ساعت 23:0  توسط پويا  | 

IKVM is a JVM built on top of the CLR that is working towards full compatibility. It runs on both .NET and Mono and, as of this release candidate, supports Java through version 8. For class libraries, it uses OpenJDK 8.

IKVM offers two modes. In dynamic mode, it runs Java applications directly just like any other virtual machine. In static mode, Java byte code is recompiled into .NET libraries and executables.

When working with Java code that is intended for running on IKVM, you can import .NET classes by prefixing the namespace with “cli.”. In order to satisfy the Java compiler, this requires generating the appropriate Java stubs using the ikvmstub utility.

reference: http://infoQ.com

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی 1393ساعت 18:6  توسط پويا  | 

یکی از شرکتهایی که در آنجا مشغول به کار هستم نیازمند استخدام نیروهای متخصص برنامه نویس در زمینه دات نت و تکنولوژی های وب است، داشتن دانش و فهم خوب از برنامه نویسی شی گرا، ابزارها و تکنولوژی های مبتنی بر بستر دات نت پیش نیاز گزینش همکاران جدید است.

اگر این مطلب را دیدید و علاقه مند به کار در محیطی همدل و تیمی کوشا در حوزه های مالی با تکنولوژی های روز و به شیوه ای مهندسی بودید یا کسی را که علاقه مند به این شرایط بود  را می شناختید حد اکثر تا 20 مهرماه 1393 رزومه خود یا افرادی که می شناسید را به آدرس ایمیل من ارسال کنید.

آدرس من pooya.shahbazian در یاهو است.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت 13:47  توسط پويا  | 

پیش نوشت:

این روزها بسیار مشغول کار هستم و زمان کمی برای نوشتن و حتی پاسخ به ایمیلهایم باقی می ماند، اما در چنین شرایطی هم اتفاقاتی رخ می دهد که مجبورت می کند جایی فریادی بکشی تا همیشه پژواکش حداقل هر از گاهی خودت را هوشیار نگه دارد.

این چند روزه با چند ارائه افتضاح از نرم افزارهای تولید شده در ایران رو برو شدم که به سادگی نشان می دهد چرا ما صنعت نرم افزار نداریم و در عوض تولید کارگاهی از این صنعت در مملکت ما جاری است، در باب تفاوت این دو نوع از تولید به همین یک نکته اشاره می کنیم که در تولید صنعتی کیفیت تکرار پذیر است و برای تولید با کیفیت و تضمین محصول تولید شده راه حل تکرار پذیر وجود دارد ولی در تولید کارگاهی کیفیت به حال کارگر و احوال وابسته است، اگر سر حال باشد محصول خوب از آب در می آید و اگر نه که وای بر مصرف کننده.

داستان اول:

عادت دارم برای پارک کردن در محلهایی که دستگاه اتوماتیک پرداخت وجود دارد هزینه پارک خودرو را با کارت مترو پرداخت کنم(همان علمک های کله زردی که 8 چراغ چشمک زن دارند). هفته پیش متوجه شدم کارت مترویم که شارژ کمی دارد. پس به یکی از دستگاههای شارژ کارت که در کیوسکهایی که با نام ezpay در سطج شهر راه اندازی شده اند رفتم، کارت بانکی را وارد کردم و بعد از گذاشتن کارت مترو  در محل مشخص شده اش در دستگاه و وارد کردن رمزها مبلغ شارژ 50 هزار تومان را وارد کردم، دستگاه پیغام داد که بیش از 44 هزار تومان شارژ نمی توانی بخری، مبلغ جدید را همان 44 هزار تومان انتخاب کردم، ناگهان پنجره ای بر مانیتور دستگاه ظاهر شد که در هنگام debug برنامه های دات نتی در ویندوز با آن مواجه می شویم، گزینه ای هم داشت که «Debug»! معلوم بود Exception  ی در سیستم رخ داده است که مدیریت نشده است و هیچ راهکاری هم برای این شرایط در نرم افزار مربوطه دیده نشده است. برای اولین بار بود که در نزدیکی یکی از اصلی ترین میادین شهر و در خیابان Exception ی را می دیدم.

من هم مبهوت که اگر یک کاربر غیر آی تی و نا آشنا با برنامه نویسی با این پنجره مواجه شود آن هم در دستگاهی که مخاطبش همه جامعه است چه باید بکند؟ چه میزان نگرانی به او وارد می شود که آیا ضرر مالی به او وارد شده یا نه؟ کارتش شارژ شده یا نه؟ اصلا دکمه های این پنجره انگلیسی عجیب و غریب را چگونه باید کلیک کند؟ و هزار سوال و علامت تعجب دیگر.

تنها چیزی که از آن روز تا کنون ذهن مرا به خود مشغول کرده است این است که چه خوب که مسئولان عزیز کشور تصمیم به تولید نرم افزار های پزشکی، مهندسی بومی نمی گیرند، با این کارشان به همه ما لطف دارند.

پی نوشت :

یاد آوری می کنم که این محصول کار یکی از شرکتهای معظم حوزه فن آوری اطلاعات در کشور است حال

«تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل»!

و داستان ادامه دارد...

مورد بعدی را در نمایشگاه کتاب دیدم، در باره آن هم خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393ساعت 9:3  توسط پويا  | 

پیش از این در باره شکل کار در شرکتهای نرم افزاری نوشتم و گفتم که شخصاً معتقدم می توان فرای روابط کلاسیک سرمایه داری نسبت به تولید نرم افزار اقدام کرد. در ادامه به اصولی خواهم پرداخت  که برای مدیریت یک شرکت نرم افزاری پیشرو، چالاک و انسان محور به آنها معتقدم.با تکیه بر فرضیاتی که پیش از این درباره  ابزار تولید در این صنعت گفتم، شرکت تولید کننده نرم افزار می تواند جنبه حاکمیتی خود را همچون دولتی سوسیال دمکرات تعریف کند. هدف اصلی آن آرامش اعضای شرکت باشد و افزایش سطح رفاه عمومی آنها ، اعضایی که نزدیک به نیمی از عمر زورانه خود را در محیط شرکت می­گذرانند. هدف این نهاد حاکمیتی می تواند  افزایش سطح کیفیت زندگی افرادش باشد برای این کار شرکت به ثروت نیاز دارد یعنی  نیازمند به افزایش ثروتش است  ،ثروتی که  آن را به شکلی که شکاف طبقاتی اش را به حداقل برساند باز توزیع کند چنانچه  اگر بین افرادی از این جامعه فاصله هست نه به خاطر نداشتن فرصتهای برابر بلکه به دلیل تمایل خود شخص باشد. در این جامعه افراد نقشهای مختلفی بر عهده دارند و بنا بر توانایی شان و اعتماد افراد جامعه است که راهبری امور را در دست می گیرند، هیچ نقشی حقانیت ذاتی یا قدرتی اکتسابی ندارد، قدرت را برگزیده شدن توسط اعضای جامعه به عنوان راهبر به افراد تفویض می کند نه دستورالعمل ها و بخشنامه های بالا به پایین، چنین نهادی مبتنی بر شهروندان شرکتی خواهد بود که هر یک شرکت را نزدیک ترین گزینه به آرمان شهر خود خواهند دید.

داوری راهبران شرکت و مشروعیت به کارگیری ابزار های مبتنی بر فشار در این سازمان آخرین راه حل معضلات شرکت است خود افراد جامعه  می داند رعایت نکردن حقوق دیگران، پایبند نبودن به آرمانهای اعضای شرکت و به عبارتی شهروند نبودن در این جامعه منجر به ضرر و شکستی همگانی خواهد شد و این نیرو خود عاملی برای کنترل حرکت صحیح شرکت به سوی خیر عمومی از سوی تک تک افراد آن است. بزرگترین سرمایه این جامعه سرمایه اجتماعی جاری بین اعضای تشکیل دهنده آن است.

در این جامعه همه افراد به توانمند کردن سایر اعضا پایبندند و همه در راستای تبدیل شدن به نیرویی موثرتر می کوشند. چنین جامعه ای نیاز به پلیسی با نام واحد ارزیابی و کنترل، فرآیندهای نظارت دوره ای با قالب مشخص و فرمهای امتیاز دهی و نظر سنجی ندارد  بلکه ساختار آن به شکلی است که تیمها و ریز جامعه های درون شرکت خود هرلحظه به پایش افراد خود مشغولند و فرآیند چنان است که عضو معیوبی که با تمام تلاش هم تیمهایش  باز هم اراده ای برای پیوستن به مسیر پویای شرکت ندارد خود بخود پس زده خواهد شد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 15:44  توسط پويا  | 

زمانی که سخن از سرمایه داری به میان می آید اولین تصویری که به ذهنم می رسد اروپای در استانه انقلاب صنعتی یا سالهای ابتدایی آن انقلاب است، کارخانه های نخ ریسی و بافندگی بریتانیا، در فضایی مه گرفته که پر است از سرو صدای ماشین های بافندگی و داد و بیدادهای سرکارگران و سرفه کارگران، این تصویر احتمالا حاصل داستانهای دوران کودکی مان است، از «الیور تویست» گرفته تا کارتون «پرین». هرچند  این روزها این تصویر کمی فانتزی تر شده است و به مدد سکوت رسانه ها کمتر از این تصاویر می بینیم. بویژه که جامعه غربی سعی کرده است این مناسبات را از فضای خود دور کرده و به کشورهای دسته چندمی منتقل سازد. رجوع کنید به اخبار مرتبط با تولید ابزارهای الکترونیکی در چین، لباس در بنگلادش، توپهای فوتبال در پاکستان و ...

توجیهی که برای حقانیت این مناسبات وجود داشته است و دارد «مالکیت ابزار تولید» است. هرچند در طول تاریخ تلاشهای بسیاری برای عمومی کردن ابزار تولید باهدف رفع این بحرانها انجام شده است اما نتیجه قابل ذکری از آن حاصل نشده است و کماکان سوال این است که آیا تنها راه تولید همین مناسبات  موجود است؟

سایر صنایع را نمی دانم، اما در حوزه کاری خودم یعنی تولید نرم افزار معتقدم که راه حل جایگزینی هست، چرا که این روزها بازار تولید و مصرف نرم افزار  حداقلهایی را برای تغییر این معادله در خود دارد. بازار مصرف  نرم افزار و فرآورده نهایی آن یعنی اطلاعات و دانش، به واسطه پیشرفتهای تکنولوژی از انحصار شرکتهای کلان و دولتها خارج شده است و به سطح زندگی روزمره مردم رسیده است. مصرفی همگانی که در آن فرصت ابراز وجود برای هرکسی وجود دارد. تولید در این سطح و پیش از ورود به مقیاسهای کلان نیز تابع معادلات اقتصاد کاپیتالیستی نیست. ابزار تولید در این صنعت مهارت، ذهن و ایده های افراد است. هرچند که کلاملا واقفم تبدیل شدن به گوگل و فیسبوک در دنیای امروز بدون همبازی شدن با بنگاههای عظیم سرمایه نا ممکن است، اما پیش از تبدیل شدن به غولهای اقتصاد دیجیتال می توان بدون درگیر شدن در بازی بزرگان پیشنیازهای یک زندگی مناسب را برای افراد این صنعت فراهم کرد، بدون آنکه این انسانها کارگران دنیای نوین اعداد و ارقام باشند، چرا که این افراد خود مالکان ابزار تولیدشان ( ایده ها، مهارتها و تلاششان) هستند.

در این باره بیشتر خواهم نوشت و به آرمان و ایده ای که برای بنا نهادن بنگاههایی انسان محور در این صنعت دارم خواهم پرداخت.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 9:1  توسط پويا  | 

هیچ کس بیشتر از یک «مدیر بدون آرمان» نمی تواند یک تیم  را به نابودی بکشاند

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 8:33  توسط پويا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392ساعت 18:34  توسط پويا  | 

مدتها بود با همراهی دوست و همکار گرانقدرم سرکار خانم سلوتی درگیر انجام پروژه ای مرتبط با حوزه تولید سیستم های نرم افزاری بودیم. امروز محصول کار حاضر شد. انشاالله به زودی از این کار رونمایی خواهیم کرد.

به زودی بیشتر در این باره خواهم نوشت. خبری در راه است....

Somamo-X1PRJ

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1392ساعت 12:11  توسط پويا  |